شهاب الدين احمد سمعانى
458
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
ديدهء من بدارند ، من گويم : اين فردوس به هر كه خواهيد دهيد و به هيچ واسطه مرا از حضرت مشغول مكنيد . هم شبلى را مىآيد كه روزى در سراى على عيسى آمد ، پس على بن عيسى روى به وى كرد كه يا ابا بكر به من رسيده است كه تو جامهها مىدرّى و مىسوزى ، و وقت وقت طعامها مىريزى و اتلاف مىكنى ، فاين هذا عن العلم ، اين در كدام علم است ؟ فقال الشّبلىّ : و اللّه لو مكّنت من الجميع لاحرقتهم . و اللّه كه اگر شبلى را دست بودى بهشت و دوزخ را بسوزدى . قال اللّه تعالى فيما يخبر عن العبد الصّالح فطفق مسحا بالسّوق و الاعناق اين هذا من العلم ، فسكت علىّ بن عيسى ، و قال كأنّى ما قرأتها فى الكتاب . از عهد مصطفى تا اكنون مىگويند : جامه مدريد ، ليكن درد عاشقان و مصيبتزدگان در قلم 23 مفتيان نيايد . بيت گهگه گويم كه دست بر سينه زنم * دل را بكنم كزو چنين ممتحنم دستم نرسد كه بيخش از تن بكنم * مأخوذ شود به جُرم دل پيرهنم ديگر دل گفت : ز عشق ، توبهء محكم بِه * تن گفت : نه جان به عشق جان خرّم بِه 24 كم باد دلِ من از ميانِ من و تو * بَدْ گوى ز روى هر دو گيتى كم بِه اختلاف نسخهها